تبليغاتX
منصور ملکی - فرصتي كه از دست رفت! نوشته ی : توکا ملکی

منصور ملکی

درباره ی ادبیات و هنرهای دیگر

فرصتي كه از دست رفت! نوشته ی : توکا ملکی


به بهانه برگزاري نمايشگاه آثار هنرمندان نوگراي معاصر ارامنه ايران

چاپ شده در روزنامه ی قدس - روز پنج شنبه ۱۲ دی ماه ۱۳۸۷


فرصتي كه از دست رفت!


نمايشگاه «آثار هنرمندان نوگراي معاصر ارامنه ايران» از 17 تا 30 آذر ماه در نگارخانه  هاي مؤسسه فرهنگي/ هنري صبا (خيال، صبا، ملي و آينه) برگزار شد. برپايي اين نمايشگاه در آستانه ميلاد حضرت مسيح(ع) مي  توانست زمان خوبي براي جبران تأخير دوساله در برپايي آن از هنگام قرار گرفتن اين نمايشگاه در برنامه  هاي فرهنگستان هنر باشد.«سروژ بارسقيان» دبير بخش نقاشي اين نمايشگاه مي گويد: «حدود يك سال قبل از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي درباره اين نمايشگاه با من تماس گرفتند تا آنكه هشت ماه پيش از طرف فرهنگستان هنر و با تماسهايي كاملاً دوستانه، از من خواستند با اين نمايشگاه همكاري كنم».
اين نمايشگاه با نمايش نزديك به 600 اثر نقاشي و عكس، تلاش داشت تا به معرفي و مرور شش دهه دستاوردهاي هنر معاصر ارامنه ايران بپردازد كه اين امر با همكاري موزه هنرهاي معاصر تهران، مجموعه فرهنگي/ تاريخي سعدآباد، نگارخانه لازار و چندين مجموعه دار خصوصي ديگر، ميسر شد. در بخش نقاشي بيش از 300 اثر از هنرمندان شاخص و همچنين خيل كثيري از جوانان نقاش و در بخش عكس 230 اثر از 49 عكاس به نمايش درآمد.




بي شك براي آنان كه به تاريخ تحولات هنرهاي معاصر ايران علاقه مندند، بررسي آثار هنرمندان ارمني اهميت خاصي دارد. بسياري از پديده هاي نو هنرمندان ارامنه كه نزديكي هايي با فرهنگ اروپايي داشتند، به ايرانيان معرفي شد. عكاسي در دوره قاجار توسط عكاسان ارمني به كار گرفته شد و در ايران رواج يافت. اولين مدرس عكاسي مدرسه دارالفنون، «ژزف پاپازيان» از ارامنه شهر وان بود. عكاساني چون «آنتوان سوروگين» و «استپان استپانيان» هم نقش عمده اي در عكاسي آن عصر داشتند. «يوسف خان عكاس»، عكاس باشي مخصوص ناصرالدين شاه، نيز ارمني بود. از عكاسان كه بگذريم، معماري مدرن ايراني در دهه 10 و 20 شمسي توسط معماران ارمني كه تحصيلات خود را در كشورهاي اروپايي انجام داده بودند، متداول شد. كاخ دادگستري، وزارت امور خارجه، كاخ سعدآباد، عمارت اصلي بانك سپه، اولين ايستگاه راديو و ساختمانهاي ديگري در اين زمان توسط معماراني چون وارطان هوانسيان، پل آبكار، گابريل گوركيان ساخته شد. جالب است بدانيم، دو بناي تالار رودكي (تالار وحدت كنوني) و حسينيه ارشاد نيز توسط «يوگنيا آفتاندليان» ساخته شده است.
پيشتر سهراب هادي، نماينده فرهنگستان در «نمايشگاه آثار هنرمندان نوگراي معاصر ارامنه ايران» به خبرنگار خبرگزاري شبستان اعلام كرده بود كه: «فرهنگستان هنر در موقعيت نگاه به هنر اقوامي مانند هنرمندان نوگراي كرد، لر، آذري و مازندراني، اين بار سعي دارد هنر هنرمندان ارامنه را در معرض ديد عموم قرار دهد»، اما آيا مي توان ارامنه را يكي از اقوام مستقل ايراني به شمار آورد؟ بسياري از ارامنه در شهرهاي مختلف ايران نظير اصفهان، تبريز و بروجرد به دنيا آمده اند. بررسي آثار اين هنرمندان نشان مي دهد ضمن اينكه نوعي سليقه تصويري خاص بر آنان غالب است، دلبستگي هاي خاصي به نقاشي و نگارگري ايراني و هنرهاي بومي در آنها ديده مي شود. به عبارت ديگر، آثار هنرمندان ارامنه ايران، تا حدودي با آثار هنرمندان كشور ارمنستان متفاوت است. به عنوان مثال، آثار هنرمند نوگرا و چهره شاخص هنر معاصر ايران،«ماركو گريگوريان» با سنتهاي ايراني پيوستگي هاي نزديكي دارد. اوست كه براي اولين بار خاك ايران را دستمايه آثارش قرار مي دهد و آثار كاهگلي خود را به وجود مي آورد و يا نقاشان مكتب اصيل قهوه خانه را معرفي و آثار آنان را احيا مي كند.
در ميان نقاشان ارمني، دو جريان تاريخي را مي توان پي گرفت. نخست مكتب نقاشان آبرنگ اصفهان (پس از جنگ جهاني دوم) و جريان ديگر، نقاشاني كه در جريان هنر نوگراي ايران در هفتاد سال اخير، سهيم بوده اند.
نقاشان مكتب آبرنگ اصفهان يا همان «نقاشان جلفاي نو»، آن گروه از هنرمنداني هستند كه در شهر اصفهان و عمدتاً محله جلفا (كه محل اقامت ارامنه است) نوعي منظره نگاري را رواج دادند كه معمولاً در فضاي آزاد (و نه در كارگاه نقاش) انجام مي شد. ثبت خصايص بومي ايران و مناظر و ابنيه تاريخي آن، از مهمترين ويژگيهاي آثار اين نقاشان بود. از برجسته ترين نقاشان اين مكتب مي توان از «سمبات كيورقيان»، «ميشا شهبازيان» و «يرواند نهاپتيان» ياد كرد. اين نقاشان گرچه از چهره هاي شاخص نقاشي ايران به شمار مي روند، اما همچنان تأثير شيوه آبرنگ كاران انگليسي را مي توان در كارشان تشخيص داد. همين جا بايد به عنوان نادرست «نمايشگاه آثار هنرمندان نوگراي معاصر ارامنه ايران» اشاره كرد. بسياري از آثار به نمايش درآمده در اين نمايشگاه، هيچ ارتباطي با هنر نوگرا ندارند كه از آن جمله نقاشيهاي كلاسيك، همين آبرنگ هاي مكتب اصفهان و يا نگارگريهاي متأثر از مكتب صفوي را مي توان نام برد. بهتر بود نام اين نمايشگاه «آثار هنرمندان نوگرا و معاصر ارامنه ايران» مي بود، ضمن اينكه بسياري از هنرمندان نوگرا كه در اين نمايشگاه آثارشان به تماشا درآمده بود، ديگر «معاصر» نيستند.
در بررسي هنر نوگراي ايران كه از دهه 1320 آغاز مي شود، همواره هنرمندان ارمني حضوري پررنگ و تأثيرگذار داشته اند. به عنوان نمونه، در اولين بي ينال تهران كه به همت «ماركو گريگوريان»در سال 1337 برگزار شد، حدود يك سوم شركت كنندگان را هنرمندان ارمني تشكيل مي دادند كه از اين ميان برخي چهره ها همچون «ماركو گريگوريان» و «سيراك ملكنيان» بعدها با جديت كار را پي گرفتند و از بسياري نيز ديگر نامي شنيده نشد. تماشاي دوباره برخي از آثار اين هنرمندان شاخص نوگراي ارمني، مهمترين هدف «نمايشگاه آثار هنرمندان نوگراي معاصر ارامنه ايران» مي توانست باشد كه متأسفانه به شكل نامناسبي تنها در دو، سه تالار به نمايش گذاشته شده بودند، آن هم با اطلاعات غلط و ناقص آثار كه امري عادي و مرسوم در تمامي نمايشگاه هاي سالهاي اخير مراكز دولتي شده است!
ماركو گريگوريان، سيراك ملكنيان، سروژ بارسقيان، سركيس زاكاريان (واسپور)، واحه مراديان، ستراك نظريان، سونيا بالاسانيان، گارنيك در هاكوپيان، هراچ كاراپتيان، سرژ آواكيان، ادمان آيوازيان، اليك قازاريان، ماركار قارابگيان، سيمون آيوازيان و هاكوپ وارطانيان از هنرمندان شناخته شده تر در بخش نقاشي اين نمايشگاه بودند. همچنين، آثاري از «هارطون (آرتوش) ميناسيان» نقاش دهه 1320 و 1330، «لئوني تاشچيان» يكي از نخستين زنان نقاش خاورميانه نيز در بخش نقاشي به چشم مي خورد. شانزده اثر «آندره سوروگين» (ملقب به درويش) از شاهنامه فردوسي در پرده هاي بزرگ با رويكردي نوگرايانه بسيار تماشايي بود. به گفته دبير نمايشگاه از هنرمندان نقاش قديمي ارمني آثار «آرشالوس آقايان» در دسترس نبوده و جاي آثار وي در نمايشگاه خالي است.
ثبت تلفظ اسامي اين هنرمندان اغلب محل اختلاف هنرشناسان و نويسندگان تاريخ هنر بوده است. اين نمايشگاه فرصت خوبي بود كه با همكاري دبيران ارمني زبان نمايشگاه، ثبت دقيقي از تلفظ اسامي آنان ارائه مي شد كه متأسفانه اين اختلاف سليقه ها در برچسب اطلاعات اثر، زندگي نامه برخي هنرمندان و حتي اخبار منعكس شده در مطبوعات و رسانه ها به چشم مي خورد.
به نظر مي رسيد در بخش عكاسي، بيشتر به ارزشهاي هنري آثار توجه شده است؛ اما همچنان در اين بخش هم، اطلاق عنوان نوگرا به برخي آثار، بي معنا به نظر مي رسيد. «آرمان استپانيان» دبير بخش عكاسي، در گفتگويي با مركز خبري اميد گفته بود: «در بخش عكس اين نمايشگاه، يك دوره بيش از شصت ساله، از دهه 20 به بعد، به نمايش گذاشته شده و در انتخاب اين آثار، كيفيت زيبايي شناسانه آنها به دقت لحاظ شده است». وي ارائه آثاري از پيشكسوتان عكاسي ايران همچون «واحه ترپانچيان»، «نيكول فريدني» و «سيمون آيوازيان» را از ويژگي هاي قابل توجه اين نمايشگاه دانسته و تأكيد كرده بود: «آثار ترپانچيان و فريدني، تصويري از تهران و ايران قديم را به نمايش گذاشته كه مجموعه اي بسيار نفيس و ماندگار است». گرايشهاي عكاسي طبيعت، ورزشي، مستند، خبري، خلاقه و ... در كنار هم، در اين بخش از نمايشگاه به تماشا گذاشته شده بود. نامهايي همچون آلفرد يعقوب زاده، نيكول فريدني، سيمون آيوازيان، واحه ترپانچيان، آرمان استپانيان و آرموند آيوازيان در اين بخش به چشم مي خورد.
امروزه آلفرد يعقوب زاده، يكي از عكاسان نام آشناي ايراني در عرصه بين المللي است كه با موضوع هايي چون انقلاب، جنگ تحميلي و فلسطين شناخته شده است. به گفته آرمان استپانيان فراهم آوردن مقدمات و گردآوري و چاپ عكسهاي نمايشگاه، حدود شش ماه وقت برده است.
شايان ذكر است، در خبرها از «ليليت تريان» استاد دانشگاه و مجسمه ساز قديمي ارمني به عنوان دبير سني و افتخاري نمايشگاه نام برده شده بود.
«نمايشگاه آثار هنرمندان نوگراي معاصر ارامنه ايران» مي توانست يكي از نقاط مهم در شناسايي تاريخ هنرهاي معاصر ايران باشد كه همچون بيشتر نمايشگاه هاي موضوعي در اين چند سال اخير كه از سوي مراكز دولتي متولي هنر برگزار شده است، بي هيچ پژوهش و نگاه عميقي به موضوع برگزار شد. اين نگاه سطحي به موضوعات را مي توان در عدم انتشار بروشور، كتاب يا اقلام چاپي ديگري دانست. حتي زندگينامه برخي از هنرمندان پيشگام يا پيشكسوت عيناً از كتاب «دانشنامه ارامنه ايران» (تأليف ژانت لازاريان) برداشته شده و به صورت برگه هايي در كنار آثار آنان نصب شده بود. اين كتاب در سال 1382 منتشر شده و از آن زمان تا تاريخ حاضر، چندين تن از هنرمندان اين مجموعه درگذشته اند كه هيچ يك از اين گونه تغييرات، در بيوگرافي هاي نصب شده در اين نمايشگاه اعمال نشده بود. برگزاري «نمايشگاه آثار هنرمندان نوگراي معاصر ارامنه ايران» فرصتي ارزشمند براي شناساندن اين چهره هاي غبار گرفته هنر ارامنه اين مرز و بوم بود كه از دست رفت.

+ نوشته شده در  دوازدهم دی 1387ساعت 12:25 بعد از ظهر  توسط منصور ملکی