متن سخنرانی توکا ملکی در مراسم نکوداشت جليل ضياء پور
مژده ی سحر
با قوقولي قوي خروس جنگي ها
علامه دهخدا،خروس جنگی را از نظر دستوری «ترکیب وصفی ، اسم مرکب» و معنای آن را «خروسی که برای جنگ آماده شده است» می داند و یادداشتی به خط دهخدا وجود دارد که خروس جنگی را مجازاًآن کسی می داند که بی علت با همه کس جنگ کردن خواهد، به عبارتی دیگر:«پرخاشجو» ست . دهخدا می گوید :«این اصطلاح بیشتر در موردبچه ها به کار می رود».
به نظر می رسد فرهنگ های دیگر منصفانه تر از دهخدا با این ترکیب کنار می آیند . فرهنگ های دیگر «خروس جنگی» را مجازاً «آدم های ماجرا جو و دوستدار دعوا» می دانند .
بعدها پس از بازگشت زنده یاد جلیل ضیاء پور از فرانسه و طرح مبارزه ی او با کهنه پرستان در هنر وبه اخص در نقاشی ، وتا زمانه ی ما این ترکیب معادل خودجلیل ضیاء پور است .هر ترکیب، ترکیب دیگر را تداعی می کند .اما من آن را با معنا و بار مثبت شامل همه ی کسانی می دانم که حرف و سخنی تازه دارند، دعوا و جدالی نیست و اگر هست از سوی مخالفان نوگرایان است .
به صِرف آن که در هر زمانه ای ، کسانی که با فرهنگ و هنر سنتی ویا به قول ضیاء پور «عقب گرایی و واپس گرایی» سر دعوا دارند و خود سبب ساز جریانی تازه و نوگرا می شوند ، تعداد «خروس جنگی» ها زیاد می شوند . سید محمد علی جمالزاده و صادق هدایت در سطح عام تر ، غلامحسین غریب گرگانی در حلقه ی یاران ضیاء پورخروس جنگی های قصه نویسی ، نیمایوشیج در سطح شعر نوگرای ایران و هوشنگ ایرانی در حلقه ی یاران ضیاء پورخروس جنگی شعر و جلیل ضیاء پور خروس جنگی نقاشی و خروس جنگی های دیگر در زمینه های دیگر هنر از نمایشنامه نویسی گرفته تا موسیقی و بیاییم نزدیک تر در زمینه ها ی دیگر ، مثلاً ابراهیم گلستان و فرخ غفاری در سینما ،یا عباس نعلبندیان در زمینه ی نمایش ویا علیرضا مشایخی در زمینه ی موسیقی و جالب آن که از این پرنده ی نرینه به طور مداوم بچگانی به وجود می آید . در همین زمانه ی ما ببینید در تمامی زمینه های هنر چه قدر خروس جنگی داریم و همه بی علت و با علت و به حق و ناحق با دیگران سر جنگ و دعوا دارند.
رسم بر این است که در مراسمی چنین ، درباره ی آن کس که نکوداشتش برپا شده است سخن از بزرگی اش گفته شود و از محاسن کارهایش ، که من نیز براین باورم که زنده یاد جلیل ضیاء پور از پیشکسوتان نقاشی نو گرا جایگاه والایی در هنر امروز ایران دارد ، با جسارت و شهامت و پایمردی او و مبارزه ی جانانه اش با کهنه پرستی بود که توانست همچون «نیما یوشیج» آب در خوابگه مورچگان بریزد . زنده ياد جلیل ضیاءپور در مورد چند و چون و چرایی حرکت «خروس جنگی» با بهره گرفتن از یک بیتِ شعرِ شاعری سنتی که به عنوان «مبنای شعار خود» ( در حقیقت خود و یاران و همفکرانش، با ذکر ضمیر اول شخص جمع) گفته است :« ما،هیچ عقبگرایی و واپسگرایی را بیپاسخ نمیگذاشتیم و تا جایی که آگاهیهای ما اجازه میداد، عوامل بازدارندگی و سودجویی را به طور قاطع برکنار میزدیم و افشاگری میکردیم. در واقع خروس جنگی مبارزهای در برابر کهنهپرستی و سنتگراییِ به دور از واقعیات زمانه داشت».
گر چه آن بیت شعرِ شاعر سنتی ، فرخی سیستانی
فسانه گشت و کهن شد حدیث اسکندر / سخن نو آر که نو را حلاوتی است دگر
از به افسانه و به تاریخ پيوستن ها ی حدیث اسکندر ( که نمی دانیم منظور از حدیث چه بوده است ) خبر می دهد ،اما از مخاطبان می خواهد سخن نو و بدیع و تازه ای بیاورند ، چرا که این نوآوری در مقابل تلخی کهنگی، شیرینی دیگری دارد .
جليل ضیاءپور در سال 1328 خود را به عنوان آغازگر نقاشی نوگرای ایران و نظریه پردازی مطلع در زمینه ی نوگرایی در نقاشی ، معرفی و به تأسیس انجمن خروس جنگی اقدام می کند، که مجمعی پیشرو در زمینه ی طرح عرصههای هنر نوگرا، خاصّه نقاشی ، ادبیات، تئاتر وموسیقی بوده است.
در این جا در حد بضاعت و وقت تلاش می شود که ببینیم آیا آغازگران جنجالی شعر نو و نقاشی نو ( نیما و ضیاء پور) که همه ی دعواها و جدال های نو و کهنه به حساب آنان نوشته شد خروس جنگی های واقعی و اصیلی بوده اند ؟
پاسخ روشن است : خیر .
چه نیما یوشیج و چه جلیل ضیاء پور محافظه کار تر از آن بوده اند که خروس جنگی های واقعی باشند ، که البته این محافظه کاری نه امری منفی که بسیار مثبت و منطقی می باشد .
اینان اذهان معتاد به اعتیادی هزار و اند ساله را درهم ریختند ،اماهم نیما و هم ضیاء پور ادامه ی راستین و صورت تکامل یافته ی آثار هنری کهن بودند . اینان برهم زننده ی بساط کهن و کهنه پرستی بودند . اینان سد و مانع را شکستند و راه تازه را به همراهان خود نشان دادند. به عنوان مثال اگر نیما یوشیج به لزوم شکستن مصرع ها پی برد و تساوی طولی مصرع ها را با حفظ مبنای اوزان عروضی کوتاه و بلند کرد ، بعد ها در ادامه، احمد شاملو در شعر «رکسانا» ( در کتاب هوای تازه ) هر مصرع شعرش به چندین سطر رسید . همین مورد را می توانید در نقاشی های ضياء پور ببینید که با چه احتیاطی فرم بصری را دیگر گون می کند و اگر نه همزمان ، اما در حیات خود شاهد است که نقاشان پیرو مکتب او پیکاسو تر از پیکاسواند. اینان و دیگر خروس جنگی های زمینه های دیگر هنر در شرایطی به شکافتن سقف فلک وانداختن طرحی نو سپر بلا شدند که لازمه ی آن گام به گام رفتن یا به عبارتی موقرانه و با طمأنینه رفتن بود . چرا که اصلاً «حرکت» آنان نفس رودر رویی با جامعه ای بود که در بستر سنت و عادت خود تاب جنگ و جدل نداشت .
ضیاءپور خود در مورد این محافظه کاری در آثارش می گوید: «اهمیت برداشت من از رنگهای چادرنشینان و ایلات و عشایر، و نیز نوآوری ساده و با طمأنینه ام برای هر آشنا به کار و اهل بینش که نگاه و اندیشهی نرم به کار میگیرد، قابل درک است».
توقیف مجله و کشاندن ضیاءپور به دادگاه تخلفات اداری و بازجویی از وی را به یاد آوریم که بیشتر به مزاحی می ماند : پرسیده شد که چه کسی او را مأمور اشاعهی کوبیسم کرده است؟ و چرا از کوبیسم صحبت میکند؟ پس از توضیحات ضیاءپور در باب کوبیسم، از وی بابت توقیف مجله ی خروس جنگی عذرخواهی میگردد و به ایشان گفته میشود: «ما فکر کردیم کوبیسم یعنی کمونیسم!» ، و یا آن نقل قول از جلال آل احمد را درباره ی نیما یوشیج به یاد آوریم که : بعد از کودتای 28 مرداد 32 پیر مرد دل نگران بود که نکند بیایند سراغش که چرا شعر را خراب کرده ای ؟
در پی جست و جوی خروس جنگی ها مروری بر شکل گیری انجمن خروس جنگی و انتشار مجله ای به همین نام لازم است .
اعضای انجمن را در دو دوره میتوان بررسی کرد:
گروه نخست ، از سال 1328 : آقایان «غلامحسین غریب گرگانی» در زمینهی ادبیات، «حسن شیروانی» در زمینهی تئاتر، «مرتضی حنّانه» در زمینهی موسیقی و «جلیل ضیاءپور» در زمینهی نقاشی که مدیریت انجمن را نیز به عهده داشت. انجمن با هدف روشنگری اذهان نسبت به هنر نوگرا، شروع به انتشار مجلهای با همان نام کرد. در همان ابتدا، حنانه به سبب اختلاف سلیقه کناره گرفت ولی بعدها مقالاتی محققانه دربارهی موسیقی غربی به چاپ رساند.
در سال 1330 هوشنگ ایرانی (شاعر) به انجمن راه مییابد ،در حالی که ضیاءپور از انجمن دوری میگزیند. ضیاء پورمیگوید: «با ورود هوشنگ ایرانی به انجمن، تندرویهای موهِن او باعث شد که خود را از جمع دوستان کنار بکشم.» بنابراین انجمن با حضور آقایان«غلامحسین غریب»، «حسن شیروانی» و «هوشنگ ایرانی» تشکیل می شود و گروه دوم به وجود می آيد
مجلهی خروس جنگی نیز در دو دوره منتشر میگردد:
انتشار دوره اول ( ۱۳۲۸تا 1329) ، در این دوره ۵ شماره از مجله زیر نظر ضیاءپور، شیروانی و غریب منتشر شده و در پشت جلد شمارههای آن، این نوشته آمده بود: «زیر نظر انجمن هنری خروس جنگی. هدف ما بالا بردن سطح معرفت عمومی است» .
انتشار دوره دوم در 15 اردی بهشت و یا خرداد ماه 1330.همان طور که اشاره شد ضیاءپور به خواست خود، کنار رفته بود و به جای او هوشنگ ایرانی آمده بود و در این دوره بی حضور ضیاء پور یا به گفته ی خودش «بدون دخالت من» ، مجله در قطع بزرگ منتشر شد . در صفحهی پشت جلد آن یک بیانیه آمده بود با امضای غلامحسین غریب ،حسن شیروانی و هوشنگ ایرانی که ظاهرا بیشتر سطور آن منعکس کنندهی عقاید هوشنگ ایرانی و نوشتهی او بود. این بیانیه تحت عنوان «سلاخ بلبل» شامل ۱۳ بند بود. بند اول این گونه آغاز می شد : « هنر خروس جنگی ، هنر زنده هاست . این خروش ، تمام صداهایی را که بر فراز هنر قدیم نوحه سرایی می کنند ، خاموش خواهد کرد» .
آرم انجمن که نقش روی جلد مجلهی خروس جنگی است، توسط جلیل ضیاءپور و نام آن، به پیشنهاد غلامحسین غریب انتخاب شده بود. آرم انجمن و مجله ، با طرحی نوگرا ، گویا تر از نقاشی های ضیاء پور بیانگر خواست همه ی خروس جنگی ها بود .
در سال ۱۳۲۸، انجمن با پذیرش افرادی چون نیما یوشیج، منوچهر شیبانی، مصطفی کمال پورتراب ، بهمن محصص ، سهراب سپهری و بسیاری دیگر از هنرمندان در زمینههای هنر نوگرا، موج جدیدی را آغاز میکند. نیما یوشیج به نشانهی همکاری با مجلهی خروس جنگی با چاپ شعر «شهر صبح» همکاری خود را با گروه و مجله آغاز می کند ،که در شمارهی اول این دوره به چاپ می رسد :
قوقولی قو. خروس میخواند.
از درون نهفت خلوت ده،
از نشیب رهی که چون رگِ خشک،
در تن مردگان دَواند خون،
میتند بر جدار سردِ سحر؛
میتراود به هر سوی هامون
پس از محاکمهی اداری ضیاءپور و آگاهی مسؤولان مبنی بر عدم تبلیغ افکارکمونیست ها و انتشار مجله ای سیاسی توسط وی، مقرر شد مجلهی خروس جنگی که توقیف شده بود با نامی دیگر منتشر شود، بنابراین در اواخر سال ۱۳۲۸ مجلهی «کویر» توسط ضیاءپور، غریب و شیروانی، با همان اهداف گذشته منتشر گردید. ضیاءپور در این مجلهی کم تیراژ اولین تابلوبا شیوه ی خود با نام «حمام عمومی» را به چاپ رساند وهمچنین مقاله ای به نام «نقاشی» که در حقیقت توضیح واضحات «حمام عمومی» اش بود.
ضیاء پور می گوید :«کویر راهم توقیف کردند ، این بار «پنجه خروس» منتشر شد ، بعد «پنجه خروس» هم توقیف شد».
ضیاءپور بعد از این برای بیان نظرات و انعکاس افکار خود از صفحه های فرهنگی و هنری نشریات دیگر کمک گرفت .
با نگاهی به نسخه های به جا مانده از «خروس جنگی» و «کویر» در کتابخانه ی ملی ایران و شماره ای از «پنجه خروس» در یک آرشیو خصوصی با اعضای هیأت تحریه ی این نشریات آشنا می شویم ، آنان نه در مقام روزنامه نگاران ، که هریک در جایگاه محقق و پژوهشگر ،نقاش ، شاعر ، قصه نویس ، نمایش نامه نویس ، موسیقیدان و مترجم آثار قلمی خود را به این نشریات می سپردند . بیشترین مقاله ها را جلیل ضیاء پور ، بیشترین قصه ها را غلامحسین غریب و بیشترین نمایش نامه را حسن شیروانی نگاشته اند ، تقریباً در همه ی شماره ها شعرهایی از نیما یوشیج و به اخص از دفتر «ماخ اولا» و نیز نوشته هایی از او با عنوان «حرف های همسایه » آمده است . مقام بعد از هوشنگ ایرانی است ، مقاله ای از مرتضی حنانه ، شعرهایی از منوچهر شیبانی ، اسماعیل شاهرودی و سهراب سپهری شاعران نیمایی هم در این نشریات به چاپ رسیده است . به نظر می رسد بهمن محصص با نوشته ای انتقادی با عنوان «و اما رادیوی ما و هنرنمایی های آن» در «پنجه خروس» به جمع اعضای تحریریه می پیوندد و همچنین در همین نشریه ترجمه ای ازسهراب سپهری به نقل از هفته نامه ی هنرهای زیبای پاریس به تاریخ آوریل 1952 از نویسنده ای به نام «هلن تورنر » به چاپ رسیده است . خبرهایی از عالم موسیقی مبنی بر اجرای کنسرتی از هنرمندی بلژیکی در تهران و آمادگی انجمن خروس جنگی برای همکاری این نوع فعالیت های هنری و نیز معرفی «ژولیت گریگوریان» ( پیانیست ) و گفتاری درباره ی راخمانینف و نیز معرفی نقاشی به نام « منوچهر فروتن » که به قول گردانندگان مجله از سبک کوبیسم استفاده کرده است ، از دیگر مطالب خروس جنگی ، کویر و پنجه خروس است .
مقاله ها و مطالب انتقادی این نشریات با نثری ژورنالیستی ، تند و گستاخانه به رشته ی تحریر درآمده اند ، مثلاً در مقاله ای از غلامحسین غریب به این جمله ها و عبارت ها برمی خوریم :
« برای من که پس از بررسی های دقیق پی برده ام این دسته ای که به نام هنردوست ، هنرمند و هنر شناس نامیده شده اند ، اصولاًفاقد فهم بشریت هستند و جز چند نفر انگشت شمار ، دیگران ماشین های متحرکی هستند که نقش دلقک های بسیار بی نمک و بی شعور را بازی می کنند ، اصولاً انتظاری وجود ندارد . جهان هنر با بشریت سرو کار دارد نه با ماشین هایی که از بشریت تنها کثافت سازی سهم آن هاست » .
به عقب بر می گردیم . به زمان ترک و دوری گرفتن ضیاء پور از انجمن خروس جنگی «تندرویهای موهِن» هوشنگ ایرانی چه بود که به کناره گیری ضیاء پور انجامید ؟ آیا هوشنگ ایرانی در نوشتن مقاله هایی چون غلامحسین غریب «تند روی های موهِن» داشت و یا در کار شاعری ؟ بی شک آن چه او بعدها در شعر مطرح کرد که حتی ذره ای از جسارت او در نیما هم نبود ، ضیاء پور را نگران ساخت که این سیل همه چیز را با خود ببرد . اما به اعتقاد زنده یاد محمد حقوقی ، هوشنگ ایرانی با ذهن نوجویانه و خوی تندروانه از همان آغاز نشان داد که اصیل ترین «خروس جنگی» آن روزگار هموست.
هوشنگ ایرانی شاعری بود با مایه های سرشار و فرهنگ غنی ، که در آخرین سال دهه ی بیست و سال های دهه ی سی با چاپ چهار دفتر که در مجموع بیش از سی عنوان شعر نداشتند ، دو نوع شعر ارائه داد . نخست : شعرهای موزون همچون شعر مشهور «کبود» :
و این همان شعری است که دو «ترکیب وصفی» معروف «جیغ بنفش» و «غار کبود» آن باعث جار و جنجال بسیار شد، در صورتی که تنها اتصاف صفت به موصوفی غیر معمول و در واقع از مقوله ی «حسامیزی» است که خود یکی از راه های دوری از نثر و تجاوز از تداول زبان تواند بود، والا در همین شعر، سطرهایی دیده می شود بسیار افراطی تر از دو واژه ی ناهمجنس «جیغ» و «بنفش» و «غار» و «کبود». به طوری که گاه کلمه های کنار هم نشسته، چنان که باید همدیگر را جذب نمی کنند. نه از نظر مفهوم زبانی و دستوری و نه از لحاظ نوعی معنای شاعرانه و کاملاً پیداست که شاعر در بیان این افراط تعمد داشته و شعر را با قصد ارائه یک شعر به تمام معنی نو و تازه و با برخوردی جدید با زبان، نوشته است.
«هیماهورای!
گیل ویگولی
نیبون ... نیبون!
غار کبود می دود
دست به گوش و فشرده پلک و خمیده
یکسره جیغی بنفش
می کشد
هوم بوم
هوم بوم
وی یو هو هی
هی یا یاهی
شعراو اگرچه جنجال بسیار به پا کرد و مورد طعن و تمسخر بسیار قرار گرفت، اما مورد توجه شاعران آگاه نسل های بعد شد.
بنا به گفته های ضیاء پور ( در هیأت یک خروس جنگی واقعی ) سه گروه به طور مشخص از دشمنان و مخالفان اصلی او و خروس جنگی های دیگر بودند: گروه نخست اعضا و طرفداران حزب توده بودند که میگفتند هنر باید برای همه قابل درک باشد که حتی پرتقال فروش و تله موش فروش هم از آن رضایت داشته باشند؛ گروه دوم مینیاتوریستها بودند که به طور کلی با هنر نوگرا مخالفت میکردند و سومین دسته، پیروان مکتب کمال الملک که هنر رسمی آن زمان محسوب می شد.
ضیاءپور در طول سال های فعالیت یا به عبارتی دیگر مبارزه و جنگ و جدل با کهنه پرستان و تلاش برای اثبات حقانیت فکری خود، کمتربه خلق آثار پرداخته است.
آثار ضیاءپورازسال 1323 تا 1337 بنا به نوشته ها حدود30 اثر(کمی بیشتر یا کمتر) اند، و بر ما روشن نیست این تعداد چه قدر به حقیقت نزدیک است .
در میان آثار به جا مانده از او ، شاید بتوان ادعا کرد که آثاردهه ی هفتاد، نوگرا تر از بقیه ی آثارند . دهه ای که ده ها و ده ها و ده ها خروس جنگی در عرصه ی هنرهای تجسمی ایران
قوقولی قوشان
راسر داده اند، از درون نهفت خلوتشان آواز خود را خوانده اند ، مژده ی سحری تازه و
روزی نو را داده اند و با شیرینی و حلاوتِ هنرشان کام ها را شیرین کرده اند .
این سخنرانی در روز سه شنبه نوزدهم آبان ماه هشتاد و هشت در نگارخانه برگ ايراد شد
