دعوت اهالی شعر به کاوش مدام : منصور ملکی
با او بوده ام . از دوشنبه های سال های پنجاه و اند ، « تا یک شنبه های آبی ، یک شنبه های آفتابی » سال های شصت و اند . ازدوشنبه هایی که شاعر مهمان ظهرها بود با سفارش از قبل خورشت قیمه و شعرخوانی بعد از ناهار تا ساعات عصرگاهی . « تا یک شنبه های آبی ، یک شنبه های آفتابی » که شاعراز « چشمه های تصویر» درغزل حافظ می گفت ، از « جام عقیقی و ارغوان و / سمن / چشم نگران نرگس و / شقایق / قایق و / بحر معلق شفاف / شکاف سقف فلک و / طرح نو » تا پاسی از شب « که چار طاووس میزبان / با چترهاشان / که آرام / آرام / بسته می شود / شاعر میهمان را به بدرقه می روند » تا روزها و ماه ها و سال ها ی دیگر ، از روزهایی که شاعر در تهران ، در آپارتمانش در طبقات بالا زندانی بیماری پاهای علیل است که او را از حرکت باز داشته تا سفر به اصفهان و رفت و آمد بین بیمارستان و خانه و بعد خبر رفتنش به « خاک – آبادی بی باد و دریا- یادی بی موج » با «بسیار تندیس ها »ی دیگر : اسماعیل ، نیما ، سهراب ، مهدی ، منوچهر ،بهرام، فروغ ، نصرت ، احمد و کیوان که « در آن مردگی » می کنند . اما جسم ، در باغ رضوان اصفهان ، نه درد می کشد و نه دوباره مجبور است که دریچه ها ی خوکی قلب را تعویض کند . این روزها خبرها درباره ی حقوقی بیشتر روایت های متفاوت است درباره ی علت مرگ او و روایت هایی ناقص درباره ی آثارش - به اخص دفترهای شعرش - . دفترهای شعر های حقوقی ، عبارتند از : زوایا و مدارات، فصل های زمستانی، شرقی ها، گریزهای ناگزیر، باشب با زخم با گرگ، خروس هزاربال، شب مانا شب، دالان های بلند عصر، ازبامداد نقره و خاکستر، از دل تا دلتا (باعنوان فرعی« اندوه زیبا» که قرار بود با نام « تات یات » درآید ) ، گنجشگ ها و گیلاس ها، اندوهیادها، شعرهای ساحلی، سبدها :(منتخب شعرهای دفترهای چاپ شده و چاپ نشده ی شاعر، به انتخاب شاعر )،از صدا تا سکوت (باعنوان فرعی « لاک پشت ها » )،و سرانجام آخرین دفترشعر شاعردر حیاتش : « سطح های شعردرسطرهای نثر » . دفتری که باید بسیار جدی اش گرفت، دفتری که در غوغاهای زمانه و مرگ شاعر، نباید نادیده گرفته شود، چرا که در مسیروطول فعالیت شعری وادبی شاعرگام وحرکتی بسیار حساب شده و تازه و بدیع در جریان بالنده ی شعر امروز ایران است . درپرس و جویم ازمؤسسه ی نگاه شنیدم که شعر بلند«اندوهیاد کیوان علیشاه » رااین ناشر زیر چاپ دارد : حقوقی این شعر بلند رادریک ضبط خصوصی بر روی« سی دی» با صدای خسته و بسیار غم انگیز خود، همراه با موسیقی سمفونی پنج بتهوون، برای دوستان و آشنایان نزدیکش به یادگار گذاشته است .شعری بسیارهوشمندانه، تأثیر گذار، غم انگیز. کیوان علیشاه خواهرزاده ی حقوقی بود . شعر از رابطه ی بسیار عاطفی و همفکری این دو می گوید . شاعر، به راستی پس ازسرودن این اندوهیاد شکسته است . « آه ...آه...و باز آهاآه » به راستی چه کس اندوهیاد محمد حقوقی را می تواند سرود؟همچون خود او، شعری « که موج سیمابی اش در مسیر اندیشه واحساس شاعرهم چنان برق بزند : جوهر سیالی که تا در شعر صورت نبندد و متشکل و متجسد نشود ، شناخته نخواهد شد » . « سطح های شعر درسطرهای نثر» ،آخرین دفتر شعر محمد حقوقی شامل سی و دو شعر است که « اگر فاقد مصراع بندی شعری است و کلمات به شیوه ی نثر نوشته شده اند ، از این روست که مجموع سطرها در اغلب قطعات در سطح شعر حرکت می کنند. به عبارت دیگر رفتار زبان با نیروی جوهر شعری است و نه تعهد بیان معنی در یک اثر منثور . جوهری که از ژرفای ذهن و حافظه ی انسانی و از تاریکنای خیال و گاه وهم سرچشمه می گیرد، و به هیئت خاطره ای یا رویایی شگفت یا فضایی وهم آلود و رازآمیز در رگ های زبان جاری می شود . درست همچون جریان زمان، که در فاصله ی یک شبانه روز می توان از پیچ شامگاهان در گذار از تاریکی فزاینده در جامه ی روز، مفهوم و چگونگی حرکت آن را احساس کرد .[ شعرهایی ] با حرکتی شتابناک و با جوهر فرامعنایی در بستر کلماتی که هرچه پیش تر می روند، بیشتر روشن می شوند و گاه هم روشن نمی شوند . درست مثل رازی که در طول روایت از آغاز تا پایان چنان که باید به مرز شفافیت نمی رسد و فاش نمی شود و در صبح کاذب از حرکت باز می ایستد و این خود ناشی از چگونگی روایت واژه هاست که اجازه نمی دهد از بیان نثر گونه خود جدا افتند و به صورت سطور کوتاه و بلند و با ترتیبی پلکانی، شکل نوشتاری شعر به خود گیرند . انگار که امکان توقفشان در پایان هر سطر و حرکت دوباره شان در آغاز هر مصراع نیست . به عبارت دیگر کلمات با توجه به میزان تربیت ذهنی شاعر در مقام همنشینی، با همخوانی و هماهنگی هر چه بیشتر در سیر فرامعنایی اثر از پی یکدیگر، سطر به سطر رو به واپسین ایستگاه، آن جا که شعر پایان می گیرد ، حرکت می کنند تا مدت زمانی بگذرد و شاعر برای بازبینی و بازخوانی آن آماده گردد با این امید که با مرور در متن شعر با لایه لایه های دیگر اثر نیز روبه رو شود . این گونه شعرها بیشتر روایت یادها و خاطره های تاریک و روشن در زوایاو خفایای ذهن شاعری است که همواره اهالی شعر را به کاوش مدام دعوت می کند و در نتیجه موجب قرائت های گوناگون می شود . جز نخستین شعر این دفتر با عنوان « درساحل مردگی »، که پیش از این با عنوان های « سر زمین ممنوع » و« اسلوموشن » به چاپ رسیده بود و« تصاویر آن ، به حاصل از سیر در عالم بیهوشی است ، دیگر شعرها اغلب در مرز خیال و واقعیت نوشته شده اند . رویایی اغلب با جوهر فرامعنایی، از راه برخوردهای نو با زبان .با این امید که هر مخاطب اهل، بی چشمداشت از دریافت معنایی از نوع مفاهیم نثری از آغاز تا پایان از متن هر یک به راحتی عبور» کند .