از تالار رودکی تا دل کویر : توکا ملکی
يادي از فاخره صبا ، خوانندة اپرا
روز بيستوچهارم تير، خبرگزاريها خبر درگذشت فاخره صبا را مخابره کردند، از دو سه روزنامهاي که هر روز تورقشان ميكنم يکي دوتايي هم اين خبر را به نقل از خبرگزاريها به چاپ رساندند. در اين خبرها از او بهعنوان بانوي نيکنامي ياد شده بود که به همراه همسرش، مرحوم مهندس عليرضا افضليپور، از بانيان و بنيانگذاران دانشگاه شهيد باهنر كرمان، بوده است. اهالي شهر کرمان، وزارت علوم، تحقيقات و فناوري و وزير آن و جامعة دانشگاهيان، تلاش و کوشش او را در کارهاي خير و نيز بنيانگذاري دانشگاه کرمان ـ در مقام يار و ياوري همسرش ـ ستودند. شبکة خبر دانشجو نوشت: «وزير علوم درگذشت همسر بنيانگذار دانشگاه شهيد باهنر كرمان را تسليت گفت. دكتر محمدمهدي زاهدي، وزير علوم، تحقيقات و فناوري با ارسال پيام تسليتي درگذشت فاخره صبا، همسر مهندس عليرضا افضليپور، بنيانگذار دانشگاه شهيد باهنر كرمان را تسليت گفت. به گزارش شبکة خبر دانشجو به نقل از روابط عمومي وزارت علوم، فاخره صبا از نوادگان فتحعليخان صبا ملقب به ملکالشعرا بود كه در سال 1304 شمسي در تهران به دنيا آمد و دكتراي موسيقي از كشور فرانسه داشت. وي بعد از ازدواج با مهندس افضليپور در كارهاي خير يار و ياور او بود و سالها در كنار مردي زيست كه كَرمش شامل حال ديار كريمان شد. يادآور ميشود دانشگاه شهيد باهنر كرمان، يادگار ارزندة اين دو خَير آموزش عالي است.»1 تورقکنندگان روزنامهها، اگر سن و سالي داشته باشند، از جملة «دكتراي موسيقي از كشور فرانسه داشت» اين خبرگزاري بلافاصله بهياد ميآورند که فاخره صبا همان خوانندة اپراي تهران بود، همانگونه که خبرنگار يا خبرنويس خبرگزاري مهر ميدانست: «خوانندة اپراي تهران درگذشت. فاخره صبا، خوانندة اپراي تهران، در 82 سالگي درگذشت. به گزارش خبرنگار مهر، فاخره صبا، خوانندة اپرا (متسو سوپرانو) و مدرس آواز، متولد سال 1304 بود که در هنرستانهاي موسيقي قبل از انقلاب تدريس ميکرد. اين خواننده که نسبت دوري با استاد ابوالحسن صبا داشت در ميانسالي با افضليپور ازدواج و بعدها تمامي ثروت خانوادگي خود را وقف ساخت دانشگاه کرمان کرد و به همراه همسرش سالهاي متمادي در اين دانشگاه به تدريس مشغول بود. فاخره صبا ازجمله عموزادههاي استاد صبا بود که بسياري از خوانندهها ازجمله محمد نوري از شاگردان او بودند. وي دو روز پيش بر اثر عارضة قلبي در 82 سالگي در تهران درگذشت.»2 با حضور جمعي از مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ازجمله محمدحسين ايماني (معاون امور هنري)، حسين احمدي (رئيس دفتر موسيقي و شعر)، به همراه محمدمهدي زاهدي (وزير علوم، تحقيقات و فناوري)، و هنرمنداني چند، پيکر فاخره از خانة ايام جوانياش، تالار رودکي (وحدت)، به سوي قطعة هنرمندان بدرقه شد تا بعدها به ياد کساني که از قطعة هنرمندان بهشت زهرا ديدار ميکنند، بيايد که اگرچه فاخره صبا سي سال پاياني عمر خود را دور از هنر و در راه علم گذراند اما خاطر و خاطرة جمعي ايران او را بهعنوان هنرمند بهياد خواهد سپرد. درست شامگاه 19 سال پيش از روزي که من به دنيا بيايم، بانوي آوازخواني آثار موسيقيدانان کلاسيک اروپايي را روي صحنه اجرا ميكرد. بانويي که در سالهاي پس از جنگ جهاني دوم با اندوختهاي از آموختههاي موسيقي به پاريس سفر کرد تا خواندن را، خواندني از جنسي ديگر را، بياموزد. بانويي که دو دهه بر صحنههاي اپراهاي ايران و جهان درخشيد و شاگردان بسياري را پرورش داد. شايد امروزه براي بسياري از جوانان عجيب بهنظر بيايد که آنچه به نام «اپرا» در جهان شناخته ميشود، روزي روزگاري در ايران نيز وجود داشته است. از آغاز دورة مشروطيت، فکر ايجاد نمايشنامههاي موزيکال بهوجود آمد و عارف قزويني، شاعر و ترانهسرا، که با موسيقي نيز آشنا بود، نوشتن چند «اپرت» را تجربه کرد. بهتدريج کلمة اپرا و اپرت وارد زبانها شد و بعضي از شاعران ايراني، ازجمله ميرزاده عشقي، نمايشنامههايي به نام اپرا نوشتند. اما اپرا، اپرت در موسيقي ايران، بهطور جديتر با آمدن علينقي وزيري، نوجوييها و تلاشهاي وي براي دگرگوني موسيقي، در ايران آغاز شد و اپرت گلرخ، ساختة وزيري، ايرانيان را با نوعي ديگر از موسيقيـنمايش آشنا کرد. حکومت وقت به تقليد از کشور ترکيه تصميم گرفت در رقابت با همساية خود، اپرا بسازد. ساختن اولين ساختمان اپراي تهران در 1315 آغاز شد. ساختماني که بهدليل مشکلات فني هرگز به سرانجام نرسيد. در جريان جنگ جهاني دوم، يکي از آوازخوانان اروپايي به نام ليلي بارا، به ايران سفر کرد. او که از خوانندگان سابق اپراي وين بود، با اجراي چند رسيتال آواز در تهران، توجه محافل هنري آن زمان را به خود جلب کرد. همين اتفاق سبب شد در ايران بماند و به تدريس در هنرستان موسيقي بپردازد. يکي از نخستين هنرجويان رشتة آواز هنرستان فاخره صبا بود. مهدي فروغ، پژوهشگر و موسيقيشناس، در مجلة موسيقي نوشت: «فاخره صبا نخستين زن هنرمند ايراني است که تحصيلات خود را در آواز در کنسرواتوار پاريس انجام داده است.»3 فاخره صبا در 1304 به دنيا آمد. او فرزند فرخ صبا و از خانوادة بزرگ صبا بود. ابوالحسن صبا، موسيقيدان برجسته، پسرعموي پدرش بود. فاخره دوازدهساله بود که، به تشويق پدر، براي آموختن آواز به مدرسة کلنل وزيري رفت و نزد عبدالعلي وزيري تحصيل كرد و بعد از مدتي نواختن پيانو را نيز فرا گرفت. عبدالله دوامي، موسيقيدان و رديفدان برجسته و استاد بسياري از اهل موسيقي، در چندين مصاحبه به اين نکته اشاره کرده است که، در مدرسة موسيقي، فاخره صبا ازجمله شاگردان وي بوده است. او درعينحال که به تحصيل موسيقي ايراني اشتغال داشت از وجود مادام سابارسکي و بعد کُنت مونت فورت براي فراگيري موسيقي کلاسيک بهره برد. پس از آن، نزد مشير همايون شهردار، نوازندة مشهور پيانو، آموختههايش را در نواختن پيانو تكميل كرد. در همين ايام، با خانمي به نام نوردين که شوهري سوئدي داشت، آشنا شد و تا زماني که اين زوج در ايران بودند، از او براي فراگيري آواز بهره برد. پس از مسافرت آنان به سوئد، فاخره صبا که تازه دوران دبيرستان را تمام کرده بود، نزد ليلي بارا به تحصيل موسيقي در رشتة آواز ادامه داد و کنسرتهايي به اتفاق ليلي بارا يا بهتنهايي در کلوب ارامنه اجرا کرد. در 1326، پس از پايان جنگ جهاني دوم، به فرانسه رفت و در آزمون ورودي کنسرواتوار پاريس شرکت کرد. از ميان بيش از 300 داوطلب آن سال تحصيلي، 20 نفر برگزيده شدند که فاخره يکي از آنان بود. به مدت پنج سال در کنسرواتوار دولتي فرانسه تحصيل كرد و جايزة اول و دوم را در اپرا و کميک اپرا دريافت کرد. محمدرضا درويشي، پژوهشگر و موسيقيشناس، در کتاب نگاه به غرب مينويسد: «نسرين محيط، فاخره صبا و فرح عافيتپور از کساني بودند که در سالهاي 1325 تا 1330 درس آواز در هنرستان موسيقي براي خواندن اپرا گرفتند.»4 اين دوره از اولين دورههاي فعاليتهاي اپرايي در ايران بود. مجلههاي موسيقي در دهة 30 اخبار بسياري از کنسرتها و رسيتالهاي آواز فاخره صبا را منتشر كردند و موفقيتهاي او را ستودند. مجلة موزيک ايران از رسيتالهاي آواز فاخره صبا به همراهي پيانوي کارمن اوسوريو در باشگاه ارامنه در روز 13 ارديبهشت 1333، و روز يکشنبه بيستوسوم آبان همان سال در تالار فرهنگ و اسفند 1335 با اجراي آثاري از آهنگسازان فرانسوي، شومان و ديگران خبر ميدهد. گروه آوازهاي جمعي هنرهاي زيباي کشور، در پاييز 1336، به سرپرستي پروفسور هايمو تويبر، رهبر ارکستر سمفونيک تهران، و با شرکت 50 خواننده تشکيل شد و در اسفند همان سال رکوييم، اثر موتسارت، را با همکاري ارکستر سمفونيک تهران، اجرا کرد. يکي از تكخوانهاي اين اجرا فاخره صبا بود. در آخرين کنسرت گروه آوازهاي جمعي که در 1339 و با شرکت ارکستر مجلسي، منتخب از ارکستر سمفونيک تهران، در تالار فرهنگ برگزار شد، کانتات شمارة 106، اثر باخ، و قسمتهايي از اوراتوريوي مسيح، اثر هندل، اجرا شد که قطعات تكخواني را فاخره صبا، هاگينت وارطانيان و ناصر ناتان خواندند. در پاييز 1339، شوراي فني اپراي تهران وابسته به هنرهاي زيباي کشور آغاز به کار کرد. اعضاي شورا عبارت بودند از: فاخره صبا، اِولين باغچهبان، امانوئل مليک اصلانيان، حشمت سنجري، غلامحسين غريب و حسن شيرواني. در اسفند همان سال، تعدادي از هنرجويان آواز که آن زمان در اروپا تحصيل ميکردند، به تهران دعوت شدند و جشنوارة ششروزة آواز در تهران اجرا شد. پس از چند سال وقفه در فعاليتهاي اپرايي، در 1343، خوانندگان ايراني اپراي ارفه و اوريديس را به روي صحنه بردند. در اين اپرا که منير وکيلي آن را کارگرداني كرده بود و طراحي دکور و لباس آن را فريده گوهري و رهبري ارکستر سمفونيک تهران را حشمت سنجري بر عهده داشت، فاخره صبا نيز شرکت داشت. پس از اين اجرا، قسمتهايي از اپراهاي ورتر، اثر ژول ماسنه، و تراوياتا، اثر جوزپه وردي، بهکارگرداني و طراحي منير وکيلي در انجمن ايران و امريکا اجرا شد که در آن فاخره صبا را، حسين سرشار، وحيده فتورهچي و منير وکيلي همراهي ميکردند. کوششهاي اوليه براي تأسيس اپرا تا 1346 طول کشيد و در اين سال بود که نخستين اپراي کلاسيک به نام کوزي فان توته، اثر موتسارت، بهطور کامل در تالار وزارت فرهنگ و هنر به روي صحنه رفت. فاخره صبا نيز در نقش دورابلا، در اين اپرا شرکت داشت. فکر ايجاد تالار رودکي مختص موسيقي، اپرا و باله در 1336 ايجاد شد. اين تالار در 1346 افتتاح شد. از اولين اپراهايي که در اين تالار اجرا شد، ميتوان از اپراي، دلاور سهند، اثر سعدي حسني، موسيقي احمد پژمان و به رهبري حسين سنجري و با خوانندگي حسين سرشار، سودابه تاجبخش، آلک ملکونيان، روبن آقا بگيانس و فاخره صبا ياد کرد که در 1347 بر صحنه رفت و فاخره در نقش آذر بازي کرد. در 1349، اپراي خسرو و شيرين، اثر احمد دانشور، ساختة حسين دهلوي، به رهبري حسين سنجري و خوانندگي حسين سرشار، سودابه صفاييه، عنايتالله رضايي، آلک ملکونيان، وحيده فتورهچي، دانيل گوژوين، روبن آقابگيان، اسماعيل واثقي و فاخره صبا در تالار رودکي اجرا شد که فاخره در آن نقش مريم را بازي ميکرد و ميخواند. فاخره صبا چه در ايام همکاري با گروه آواز جمعي هنرهاي زيباي کشور و چه در ايام فعاليت در تالار رودکي اپراهاي ديگري نيز اجرا کرد که از آن جمله است: اپراي مادام باترفلاي، ساختة پوچيني، حدود 1346 (در نقش سوسوکي، نديمه مادام باترفلاي)، هلندي سرگردان، ساختة واگنر، حدود 1349 (در نقش ماري)، عروسي فيگارو، اثر موتسارت، در 1350، و جميله، ساختة ژرژ بيزه (در نقش جميله). فاخره صبا سالهايي را در هنرستان موسيقي تدريس كرد که منصوره قصري، محمد نوري، شهلا ميلاني و بسياري ديگر از شاگردان او هستند. مهدي فروغ در توصيف صدا و شيوة خوانندگي صبا در مجلة موسيقي نوشته بود: «خانم صبا با صداي لطيف و گرم و تسلط و مهارت در تکنيک آواز و ادب و احترام و حسن سلوکي که با مردم و همکاران خود دارد، مقام و محبوبيتي براي خود تحصيل کرده است. او به اعتبار تکنيک صحيح و سبک و شيوة عالي، علاقهمندان و طرفداراني پيدا کرده است. صدايش گرم و مطبوع است و بدون تکلف ميخواند.»5 در جايي ديگر، دربارة نحوة خواندن او آمده است: «او معني و مفهوم شعرهاي ترانههايي چون "به نامزدم" و "همچو گلي" (ساختههاي شومان) را با حالات و وسايل موسيقي، چنان زنده و محسوس ميساخت که حتي براي شنوندگاني که به زبان آلماني آشنايي نداشتند، به صورت کموبيش دقيقي، قابل درک و احساس ميگشت. اينچنين قدرت و سهولتي را در همة هنرمندان سراغ نميتوان گرفت.»6 «ادب و احترام و حسن سلوکي» که مهدي فروغ از آن ياد ميکند همان چيزي است که نام فاخره صبا را نهتنها بهعنوان خوانندة سالهاي دور که بهعنوان فردي فرهنگي جاودانه کرده است. او در حدود سالهاي 1349 و 1350 به اتفاق همسرش، مهندس عليرضا افضليپور، اقدام به ساخت و بنيانگذاري دانشگاهي در کرمان کرد. در مراسم خاکسپاري اين هنرمند، رياست دانشگاه شهيد باهنر گفت: «خانوادة بزرگ دانشگاهيان امروز عزادار اين بانوست. مهندس افضليپور و همسرش، فاخره صبا، در دل كوير خدمتي به فرهنگ كردند كه امروز دانشگاه كرمان با 16هزار دانشجو فرزندان معنوي اين دو تن هستند.»7 اين زوج گرچه فرزندي نداشتند اما بسياري از دانشآموختگان اين دانشگاه و شايد بسياري از خوانندگان بهنام اين سرزمين را بايد فرزندان آنان بهحساب آورد. فاخره صبا، علاوه بر هنر آوازخواني، از توانايي نويسندگي نيز بهره برده بود. او نويسندة مقالات متعددي در دايرهالمعارف مصاحب بود. در 21 ارديبهشت 1359، سازمان اپرا و باله و ژونس موزيکال (جوانان دوستدار موسيقي) منحل اعلام شد. سالهايي گذشت تا فاخره صبا هم به سراي مرگ شتافت و باز کلمههايي چون اپرا و اپرت را در خاطرهها آورد. فاخره به جمع ياراني که در آن سوي دارد، پيوست. به جمع منير وکيلي که در خارج از ايران بر اثر تصادف درگذشت، به منصوره قصري که در غربت در پي بيماري درگذشت، به حسين سرشار که دچار فراموشي شد و در همان زمان بيماري تنها جايي را که بهخاطر داشت تالار رودکي بود و سرانجام در نقطهاي دوردست در اين خاک درگذشت، به...
پينوشتها 1) شبكة خبر دانشجو، 24/4/1386 2) همانجا 3) مهدي فروغ، «به مناسبت رسيتال فاخره صبا»، موسيقي، شمارة 34، تير 1338 4) محمدرضا درويشي، نگاه به غرب، تهران: انتشارات ماهور، چاپ اول، 1373، ص 167. 5) همانجا 6) «رسيتال آواز فاخره صبا»، موسيقي، شمارة 80، فروردين 1336. 7) خبرگزاري دانشجويان ايران، 24/4/1386
