تبليغاتX
منصور ملکی

منصور ملکی

درباره ی ادبیات و هنرهای دیگر

گفت و گوی پری ملکی با خبرگزاری مهر

تهران:۱۲:۰۹ ,  ۱۳۸۵/۰۹/۲۴  

پری ملکی در گفتگو با مهر :
خانه موسیقی بانوان تاسیس شود
با توجه به تعداد بالای خانم های اهل موسیقی در کشور و به منظور رسیدگی به امور آنان،شاید بهتر باشد یک خانه موسیقی مختص بانوان تشکیل شود.

پری ملکی در گفتگو با خبرنگارمهربا بیان این مطلب گفت : انواع بزرگداشت ها برای آقایان اهل موسیقی برگزار می شود ولی آیا تاکنون اتفاق افتاده است که از یک موسیقیدان زن هم تقدیری به عمل آید؟

این خواننده افزود: در جشن اخیر خانه موسیقی ، از خانم پری صابری در مورد موسیقی ایران نظر خواهی کردند ، در صورتی که ایشان متخصص تئاتراست.آیا در کشور ما یک خانم موسیقیدان نبود که از او نظر خواهی شود؟

سرپرست گروه خنیا در ادامه با اشاره به جشنواره موسیقی فجر امسال گفت:انتظار می رفت ، مسئولان جشنواره  احترام پیشکسوتان را حفظ کنند اما هر سال دریغ ازپارسال چراکه انتخاب گروهها در این جشنواره ، سلیقه ای صورت گرفته است.

پری ملکی در پایان چنین اظهار داشت :موسیقی در کشور ما مردسالارانه است و کمترین احترامی به خانمهای موسیقیدان گذاشته نمی شودوعامل اصلی این موضوع نیز آقایان اهل موسیقی کشورهستند ؛ زیرا تا زمانی که اعضای یک خانواده احترام یکدیگر را حفظ نکنند ،دیگران نیز احترامی برای آنان قائل نخواهند بود.


 
+ نوشته شده در  بیست و ششم آذر 1385ساعت 7:38 قبل از ظهر  توسط منصور ملکی 

چهار شعر : یاسمن کاظمی

 

 

  ۱

تیشه به ریشه ی هر چه خاطره بود زدی

و تمام ...

رفتی !

 

این روزها

زمین را چنگ می زنم

و از آن چه دفن کرده ای

هزار تکه ی گذشته ام را

بیرون می کشم

 

چشمانت را نبند !

اگر بخواهی هم نمی بینی !

به همراه یادگارهای عهد شکسته ات

لاشه ی تکه تکه شده ی من است

که از سرمای خاک

بیرون می آید .

 

۲

بن بست نبود نگاهت

آن روزها که می گذاشتی

بی پروا

غرق بودنت شوم .

 

۳

تا با تو بودن

پیاده جاری می شوم

بی پارو

بی قایق

و با هیچ نگاهی

که در انتظارم نشسته باشد

 

باور کن

خانه هایمان نزدیک است !

اگر بخواهی ...

 

۴

از پس واقعیتی دردناک

تنها و از دور

حسرت داشتنت را

برای همیشه باور می کنم .

+ نوشته شده در  بیست و پنجم آذر 1385ساعت 9:23 قبل از ظهر  توسط منصور ملکی 

با یاد عمران صلاحی

 با یاد عمران صلاحی ، قاه قاه خندیدم

مدت هاست که برلبم خنده نیامده بود ، چه برسد به آن که قاه قاه بخندم .

ماهنامه ی ادبی " شوکران " را گرفتم . تمامی مطالب این شماره اش درباره ی " عمران صلاحی " است . به عبارتی دیگر ویژه نامه ای برای او ، اویی که دیگر نیست و پس هرآنچه نویسندگان ، شاعران و صاحب نظران درباره ی او نوشته اند ( بی شک ) در رثای اوست و دل آدمی را به درد می آورد .

آن سوگسرودها و یا آن مرثیه نگاری ها را نخواندم . گفت و گوهایی با او را خواندم ، که پیش از این ندیده بودم و برخی از کارهای او را .

 قاه قاه خندیدم .

عمران هنوز هست .

 ( حتی نمی خواهم بنویسم : " هنوز زنده است "

 چرا که معنی اش می شود : " او مرده است " . )

+ نوشته شده در  بیست و چهارم آذر 1385ساعت 1:45 بعد از ظهر  توسط منصور ملکی 

مصاحبه

شعری از زنده یاد عمران صلاحی

 

 

 

کوهستان

ابری خونین را می کشد به دندان

انسان ها

مزارع درو شده با قامت های کوتاه

 

خبرنگار از پیرمرد خسته ای می پرسد :

خسارت مالی هم دیده ای ، نه ؟

نه قربان ، فقط قدری کف و سقف خانه به هم رسیده

خسارت جانی چی ؟

عیالمان مقداری جان سپرده

 

خبرنگار از کله ای که بیرون مانده از خاک

می پرسد :

چه احساسی حالا داری برادر ؟

از خوشحالی نمی دانم چه خاکی

روی سرم بریزم

 

باران رحمتش که بی حساب است

تا خرخره رسیده

و خوان نعمتش که بی دریغ است

ما را به گل کشیده

چه چیزی بهتر از این

الحمدلله رب العالمین

 

تاریخ سرایش : 23/ 9 / 65

 

از : کتاب : " آن سوی نقطه چین ها ... "

نشر ثالث : 1385

+ نوشته شده در  بیست و سوم آذر 1385ساعت 4:20 بعد از ظهر  توسط منصور ملکی 

جلوه ی زندگی در آیینه های منیر : توکا ملکی




 چون مي‌خواهي نام منير فرمانفرمائيان را ادا کني، مي‌بايست هر واج و هر هجاي آن را با مکث‌ها و طمأنينه‌اي بخواني و وقاري شکوهمندانه به کلام دهي؛ نامي که رنگ و بوي ايراني بودن و اصالت و قدمت مي‌دهد؛ درست همان‌طور که خودِ منير فرمانفرمائيان و آينه‌هايش هستند.
هرگاه در مقابل آينه‌هاي منير فرمانفرمائيان ايستاده‌ام، در صدها تکه آينه تکرار شده‌ام. معناي آينه در ذهنم در دَوراني سرگيجه‌آور تکرار مي‌شود.
آينه به معني شکل و ديدار، يکي از نيروهاي تشکيل‌دهندة انسانِ کيهاني، بر اثر آميختن فروهر مينوي با نيروهاي ديگر شکل گرفت. از اين رو، آينه در خوان عروسي نيز به همين مناسبت است، زيرا عروسي مقدمة زايش است و فروهرها به تشکيل نطفه ياري مي‌کنند. جنبش تخم‌مرغ در روي آينه هم نماد تولد و حرکت است.
نقش آينه در سنن و فرهنگ عامه، همچون فرستادن آينه و قرآن قبل از نقل مکان به خانة جديد، يا نگريستن در آينه موقع ديدن هلال ماه نو، و نيز معادل دانستن آينه با شفافيت و صداقت و صفا در عرفان اسلامي، حالات و درجات استعداد هر عاشقي را مي‌نماياند. مي‌توان گفت که عاشقْ آينة قدرت و تصرف و جلوة جمال معشوق است. به عبارتي ديگر، دل شکوهمند عاشق آينه‌اي است که نور جمال حق در آن متجلي مي‌شود.
آيا منير فرمانفرمائيان در آينه‌هايش اين انديشه‌ها و آگاهي‌ها را يادآور نمي‌شود؟
ابزار کار منير فرمانفرمائيان نمودي از نگون‌بختي‌هاست!
در همان فرهنگ عامه و فرهنگ اساطيري، اگر آينة خوان عروسي بشکند، اين شکستن نشانة نگون‌بختي و بدشگوني است. آينة شکستة عروسي خبر از مرگ فردي از اقوام خانوادة عروس يا داماد مي‌دهد؛ اما همين تکه‌آينه‌هاي شکسته ابزاري مي‌شود تا هنرمند با چيدن دوبارة آنان کنار هم اثري زيبا و شگفت‌انگيز بسازد.
سابقة آينه‌کاري در ايران به قرن دهم هجري قمري بازمي‌گردد. وقتي از ونيز و بوهم آينه‌هاي قدي مي‌آوردند در طول راه برخي از آينه‌ها مي‌شکست. مالک تازه راه جديدي براي بازيافت قطعات شکسته يافت. با چيدن قطعات کوچک آينه کنار هم يک سطح تزييني با انعکاس‌هاي بي‌شمار ساخته شد. اين شيوة تزييني در شيراز، اصفهان و تهران متداول بود. آينه‌کاري در تزيين اماکن مذهبي و مقدس چون حرم امام رضا (ع) و ايوان آينه در قم، و نيز ساختمان‌هاي کاخ‌ها چون دارالعماره و شمس‌العماره در کاخ گلستان به‌کار رفته است.
آينه چون نقش تو بنمود راست
خود شکن، آيينه شکستن خطاست
منير فرمانفرمائيان در طول سال‌هاي خلق آينه‌هايش از خطاي شکستن آينة ديگران آثاري آفريده است که در تناسب، صداقت، راستي و خلوص، درخشندگي هنرمند را بازتاب داده است.
منير فرمانفرمائيان در آثار خود پانل‌هاي بزرگي را با رنگمايه‌هاي آبي (به نشانة آب و پاکي)، سبز (به نشانة طبيعت)، زرد (به نشانة زمين و خورشيد)، و قرمز (به نشانة عشق و آتش) خلق کرده است.
منير در سال ۱۳۰۱ در قزوين به دنيا آمد. هشت ساله بود که به همراه پدرش، که حالا نمايندة مجلس شده بود، به تهران آمد. سرگرمي پدر طراحي فرش و ادارة يک کارگاه قاليبافي بود.
منير از بچگي به نقاشي گل‌ها علاقه‌مند بود. بعدتر در دانشکدة هنرهاي زيباي تهران تحصيل کرد. در همين سال‌ها يک تاريخ هنرنويس و باستان‌شناس امريکايي توجه او را به خطوط و فرم‌هاي پرلطف و خوش‌ترکيب و سادة اشياي باستاني جلب کرد. به‌زودي تصميم گرفت به پاريس برود که مرکز هنرهاي آوانگارد در اوايل قرن بيستم بود، اما آشنايي با دوستاني ازجمله منوچهر يکتايي نقاش و شاعر، که بعدها با او ازدواج کرد، مسير او را عوض کرد. در سال ۱۳۲۴ به نيويورک رفت و در دانشگاه کورنل (Cornell) به تحصيل پرداخت. سپس به مدرسة طراحي پارسونز (Parsons)، که قسمتي از دانشگاه نيويورک بود، رفت و به مدت سه سال تصويرسازي مُد خواند و بعد به مجمع هنرجويان رفت. در اواسط دهة ۱۳۳۰ به‌عنوان تصويرگر مُد براي نشرياتي چون تاون، کانتري، و گلامور طرح لباس مي‌کشيد و به‌عنوان گرافيست تجاري و طراح مُد براي فروشگاه‌هاي بزرگ کار مي‌کرد. در همين زمان بود که اندي وارهول را ملاقات کرد. اين دوستي ادامه يافت و بعدتر، وارهول يکي از تابلوهاي سيلک اسکرين مجموعة مرلين مونرو را به منير هديه کرد.
بعد از غيبتي ۱۲ ساله، در ۱۳۳۶ به ايران برگشت و در دومين ازدواج خود با ابوالبشر فرمانفرمائيان، دانشجوي حقوق دانشگاه کلمبيا، نام او را به‌عنوان نام هنري خود برگزيد.
يک نقاشي انتزاعي از او، که در نخستين بي‌ينال تهران در سال ۱۳۳۷ به تماشا درآمد، مدال طلا را براي او به ارمغان آورد. در سال ۱۳۴۱، نخستين نمايشگاه انفرادي خود را در دانشکدة هنرهاي زيباي تهران برپاکرد. در همان سال، نمايشگاه انفرادي ديگري در شرکت ملي نفت ايران در آبادان برگزار کرد. در دو دهة بعد از ازدواج، سفرهاي متعددي به مناطق مختلف ايران کرد و در همين سفرها با فرهنگ و هنر بومي و سنتي ايران آشنا شد. اين سفرها همچنين سبب شد او مجموعه‌اي شامل بيش از ۶۰ نقاشي قهوه‌خانه، بيش از هزاران قطعه نقاشي پشت شيشه، انبوهي از جواهرات نقره‌اي ترکمن‌ها، تعدادي در، قاب‌هاي پنجره و پانل‌هاي ديواري نقاشي‌شده گردآوري کند که اين مجموعة خصوصي در سال ۱۳۵۷ از دست رفت.
در چهارمين بي‌ينال تهران در سال ۱۳۴۳، بار ديگر يک نقاشي انتزاعي از او به تماشا درآمد و با همان اثر در بي‌ينال ونيز آن سال نيز شرکت کرد. سال بعد، در نمايشگاه پاله دو کنگره در مونت کارلو، موناکو شرکت کرد و نمايشگاهي به همراه پرويز تناولي در انجمن فرهنگي ايران و ايتاليا برپاکرد. در سال ۱۳۴۵ در پنجمين بي‌ينال تهران، يکي از نقاشي‌هاي پشت شيشه‌اش به نمايش درآمد.
در اواخر دهة ۴۰ بود که منير به سبک ويژة خودش رسيد که ترکيب تکنيک قديمي نقاشي پشت شيشه، آينه‌کاري، خاتم‌کاري و هندسة اسلامي و طراحي معمارانه بود.
نقاشي پشت شيشه نه‌تنها نور را منعکس مي‌کند، که رنگ‌هايش نيز متأثر از فضاي اطراف تغيير مي‌کند. تا پيش از منير کسي اين نمونه کار را به‌عنوان اثر هنري مستقل ارائه نکرده بود.
در سال ۱۳۴۶، بار ديگر در نمايشگاه بين‌المللي موناکو شرکت کرد و جايزة چهارم نمايشگاه را از آن خود ساخت.
در سال ۱۳۵۴ نخستين نمايشگاه انفرادي او در گالري ژاک کاپلن (Jacques Kaplan) در نيويورك برپا شد. همان سال به‌عنوان هنرمند مهمان گروه آزاد نقاشان و مجسمه‌سازان در نمايشگاه آبي در گالري تخت جمشيد شرکت کرد. در سال ۱۳۵۵ نيز اثري از او در نمايشگاه آثار هنرمندان نوپرداز ايران در بازل به تماشا درآمد. از ديگر نمايشگاه‌هاي انفرادي او مي‌توان از نمايشگاه‌هايي در انجمن ايران و امريكا (۱۳۵۵)، گالري دنيس رنه در پاريس (۱۳۵۶)، و گالري ژاک کاپلن نيويورک (۱۳۵۷) نام برد.
در اين سال‌ها منير چند اثر آينه‌کاري براي اماکن عمومي ساخت که از آن جمله‌اند: پانل‌هايي بزرگ براي هتل لاله (اينترکنتينانتال سابق)، دو آينة بزرگ براي فرهنگسراي نياوران، يک پانل اتاق خواب در کاخ نياوران، يک مجسمه براي باغ موزة فرش و آثاري براي خانه‌هاي خصوصي.
در سال‌هاي پيش از انقلاب، او و همسرش براي ديدار دخترشان در نيويورک به‌سر مي‌بردند و به همين سبب بازگشتشان به ايران مدت‌ها به تأخير افتاد. منير، پس از درگذشت شوهرش در سال ۱۳۷۰، در فاصله‌اي کوتاه به ايران بازگشت تا کارهايش را که در اماکن عمومي و مجموعه‌هاي خصوصي نگهداري مي‌شدند، پيدا کند ولي به‌جز مجموعه‌هاي موجود در موزة هنرهاي معاصر تهران، کاخ نياوران و فرهنگسراي نياوران چيزي نيافت.
براي نخستين بار پس از انقلاب، در سال۱۳۸۳اثر تازه‌اي از منير در نمايشگاه باغ ايراني به تماشا درآمد. اثر حجمي «آب روشنايي است» حوض آبي بود از جنس استيل. آب آرام‌آرام و به‌صورت يکدست از اولين شکل بستة هندسي (مثلث) پله‌پله به روي سطوح چندضلعي (مربع، پنج‌ضلعي، شش‌ضلعي،...) و در نهايت به پلة هشتم مي‌ريخت. آب دوباره به بالا بازمي‌گشت و اين روند تکرار مي‌شد.
او در همين سال براي اقامتي طولاني‌تر به تهران آمد و به جست‌وجوي استادکاري رفت که در سال‌هاي دور با او همکاري مي‌کرد. او را زنده و همچنان در حال کار پيدا کرد. منير بلافاصله کارگاهي در جنوب شهر اجاره کرد و به همراه دستياران تازه به کارهاي جديد آينه‌کاري پرداخت. او با اتکا به کارهاي قديمي آثار تازه‌اي ساخته است كه در آذر ماه امسال به نمايش درخواهند آمد.
منير فرمانفرمائيان تنها هنرمندي است که در ۴۰سال اخير از ترکيب آينه‌کاري، اشکال هندسي اسلامي، نقش‌مايه‌ها و نقاشي پشت شيشه استفاده کرده تا آثار مدرن خود را خلق کند.
سبک متمايز او، که در اواخر دهة ۴۰و دهة ۵۰ شکل گرفت، از پيوندهاي قوي و عميق با کشورش و کارآموزي در نيويورک پديد آمده است. او هنرمند پيشتازي است که کارش در زمينة نقاشي پشت شيشه و سپس کلاژ آينه و شيشه، با بهره‌گيري از تکنيک سنتي آينه‌کاري ايراني، شهرتي جهاني براي او به ارمغان آورد. او در اين شيوه به ترکيب‌هاي انتزاعي و بياني معاصر دست يافته است.
به‌تازگي، نشر نظر کتابي از آينه‌کاري‌هاي منير فرمانفرمائيان با عنوان Mosaics of Mirrors منتشر کرده است. اين کتاب را رز عيسي (منتقد و کارشناس سينما و هنرهاي تجسمي) تأليف كرده و با مقدمة فرانک استلا (نقاش امريکايي و از شخصيت‌هاي برجستة نسل دوم انتزاعگران امريکايي)، همراه با يادداشت‌هايي از النور سيمز و دونا استين به زبان انگليسي و به صورت مصور منتشر شده است.
منير فرمانفرمائيان از آن دسته هنرمنداني است که با نگاهي تازه، در ادامة کار آينه‌کاران قديمي سنتي، مي‌کوشد اين هنر ايراني را زنده نگاه دارد.
+ نوشته شده در  بیست و دوم آذر 1385ساعت 9:41 بعد از ظهر  توسط منصور ملکی