سالهاست گروه موسيقي خنيا فعاليت خود را به سرپرستي پري ملكي آغاز كرده است. اين گروه تاكنون در تعدادي از شهرها و كشورهاي گوناگون حضور داشته است. علاوه بر آن گروه خنيا يكي از گروههاي موسيقي فعال زنان بوده كه همواره برنامه هاي متعددي را اجرا كرده است . اين گروه دو سال پيش در همين ايام نيز در تالار وحدت اجرا داشت: «تهران 1330» گروه قطعاتي براساس تمهاي رايج در آن ايام نواختند. تصاويري از تهران آن دوران بر پشت گروه قرار داشت. دربارهء اين كنسرت با پري ملكي گفتوگويي انجام داديم كه البته طبق خواستهء ايشان به صورت كتبي انجام گرفت.
به عنوان اولين سوال دربارهء كنسرت اخير خود در تالار وحدت تهران، قطعات اجرايي و تشابهات و تمايزات آن با ديگر برنامههايتان بفرماييد.
اين كنسرت كه به صورت همخواني و همنوازي اجرا خواهد شد، كار تازهاي از گروه خنيا است كه در دو بخش «چهارگاه» و «آواز اصفهان» و مشتمل بر قطعاتسازي گروهنوازي و خواندن تصانيفي به صورت همخواني است. در بخش اول قطعات و تصانيف به شرح ذيل هستند:
حيراني، اميد، تصنيف قديمي «نبيني در جهان دون»ضربي چهارگاه، تصنيف «حيلت رها كن» با شعر مولوي، قطعهء سازي ديگر و بالاخره تصنيف «بهار من» ساختهء علي تجويدي كه بازخواني تازهاي از آن ارايه ميشود، در بخش دوم تصنيف گلافشان، با غزلي از حافظ، هفت ضربي، كشتهء يار (تصنيف)، قطعهء هجوم، تصانيف «لالهرو» و بالاخره پس از يك آواز ضربي، برنامه با تصنيف _«در شهوار» با غزلي از مولوي پايان ميپذيرد. تمايزات اين برنامه با اجراهاي قبلي در تازگي ساختهها و تصانيف و بازخواني تازهء آثار است. قطعات ساختهء نسل جواني است كه به موسيقي با نگاهي شورانگيز و حس و حالي پرشور توجه دارد. اين برنامه گرچه در دستگاههاي موسيقي ايراني است، اما هرگز حالت رخوت و ركود ندارد. سراسر برنامه سرشار از شور جواني، استحكام و بياني رساست كه پويايي آن قابل توجه است.
در آغاز سال جاري، «ترانههاي بهاري» را در چند كشور اروپايي اجرا كرديد كه با توجه به استقبال بينظير از اين برنامهها، قرار بود كه ادامه پيدا كند، اين اتفاق خواهد افتاد؟
گروه خنيا، همواره به دعوت مجامع فرهنگي، دانشگاهي و هنري و فستيوالهاي معتبر موسيقي براي اجرا به خارج از كشور رفته است، تصميم ما در بيرنگ كردن تصويري از موسيقي ايران در خارج از مرزهاست كه متاسفانه به ابتذال غلتيده است، از اين رو اين گروه سعي ميكند نمايندهاي سربلند براي موسيقي ايران باشد، در پي آخرين اجرا در سوييس، شهرهاي گوناگون آلمان و بالاخره حضور در دفتر سازمان يونسكو در پاريس چندين گروه و مجمع دانشگاهي و فرهنگي دعوتهايي كردهاند كه به آنها پاسخ مثبت دادهايم و در حال مذاكره و چند و چون حضور در اين مجامع هستيم.
اين روزها، كمتر شما را در عرصهء موسيقي بانوان ميبينيم اما در زمينههاي گوناگون كنسرت اجرا ميكنيد آيا اين به خاطر محدوديتها و مشكلات اجرايي اين نوع موسيقي است يا ميخواهيد با مخاطبان بيشتري ارتباط داشته باشيد؟
من قبلائ در اين باره مفصل صحبت كردهام. مشكلات موسيقي ويژهء بانوان و مخاطبان را يادآور شدهام كه تكرار آن ملالآور است، ضمن آن كه من به مناسبتهايي برنامههايي ويژهء بانوان هم اجرا ميكنم، مثلائ پس از اجراي تالار وحدت براي «جشن خرما» با گروه ويژهء بانوان براي اجراي كنسرت به بم خواهم رفت...، طبيعي است كه اجراي همخواني و مخاطبان عموم ميتواند در پيشرفت ما موثر باشد در حقيقت امكان ارايهء آثار تازه وجود دارد، در حالي كه در بخش بانوان ما از همكاري سازندگان و نوازندگان فعال بينصيب خواهيم بود.
حالا كه قريب 10 سال از فعاليت گروههاي موسيقي بانوان ميگذرد، به عنوان يكي از فعالان اين عرصه پروندهء آن را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
فكر ميكنم به نوعي در پاسخ سوال قبلي حرفهايم را زدهام، فقط اضافه كنم بايد مسير موسيقي تكاملي باشد، من بارها گفتهام بانوان از اجرا در پاركينگها و زيرزمينها به صحنههاي عمومي رسيدهاند و بايد اين پيشرفت را حفظ كنيم.
چرا كنسرتهاي متعددي را كه اجرا كرديد، به صورت آلبوم منتشر نميكنيد؟
كمي سوال به نظرم عجيب است! آنچه به عنوان موسيقي ويژهء بانوان اجراشده غيرقابل پخش است و آنهايي را هم كه به صورت همخواني و همنوازي اجرا شده است، براي من كار تمام شدهاي به حساب ميآيند، ضمن آن كه شرايط سرمايهگذاري در اين كار فراهم نيست.
در سال گذشته، فعاليتهايي در زمينهء موسيقي فولكلور انجام داديد، در نظر نداريد كه وارد حوزههاي مدرنتر موسيقي بشويد؟
در سال گذشته به دعوت گروهي كه قصد انتشار يك آلبوم موسيقي محلي را داشتند من به عنوان همخوان فعاليت داشتم، دربارهء وارد شدن به حوزههاي مدرنتر نميدانم منظورتان چيست_ اگر منظور شما فعاليت در بخشهاي ديگر موسيقي است كه با استاد اسماعيل تهراني روي اثري ملهم از موسيقي ايراني و پاپ تمرين كردهايم كه به وقت مناسب براي اجرا اقدام خواهد شد.
بارها عنوان كردهايد كه علاقه داريد با جوانان همكاري داشته باشيد، جوانگرايي در موسيقي ايراني چه معايب و همچنين امتيازاتي به دنبال دارد؟
همكاري با جوانان، به معناي همكاري با غيرحرفهايها نيست، اغلب جواناني كه با گروه خنيا همكاري ميكنند در كار خود حرفهاي هستند و بارها و بارها بر صحنه آمدهاند. من امتياز همكاري با جوانان را در فكر روشن و شور و هيجان آنان ميدانم، جوانان ضمن حرفهاي بودن جسورانه و در هر برنامه سعي و تلاش دارند آثاري متفاوت ارايه كنند. آنان با احترام نسبت به پيشكسوتان، به قول نيما يوشيج «پيات بگرفته ز راه دور ميخوانند» و اين حسن اضافه ميشود به همدلي و همراهي آنان كه مرا واميدارد اشتياق همكاري با آنان را داشته باشم.
تدريس موسيقي و آواز همواره يكي از دغدغههاي مهم شما بوده است، استعدادهاي موسيقي را در حال حاضر چطور ميبينيد؟
طالبان موسيقي ايراني كه جمع شاگردان مرا تشكيل ميدهند، همه داراي استعداد درخشان هستند، آنان در پي موسيقي اصيل و با شكوه ايرانياند و من در مقام معلم وظيفه دارم آنچه خود از استادانم آموختهام به نسل جوان منتقل كنم. من به آيندهء بسياري از آنان اميدوارم. اصولائ كسي كه به دنبال آموزش و آموختن موسيقي است، نگاهي فراتر به زندگي دارد، هيچكس به عنوان «هوس» يا «كسب شهرت» به كلاسهاي من نميآيد، بلكه شوق ياد گرفتن و آشنا شدن با «اين عالم جادويي» آنان را به سوي موسيقي ميكشاند.
در حال حاضر، اقدامات جدي در زمينهء آموزشگاههاي موسيقي انجام شده است اما با اين حال وضعيت نابهسامان و غيراصولي دارد. از نظر شما چه ميتوان كرد؟
همينطور است كه شما ميگوييد، آموزشهايي صرفائ به خاطر كسب تجارت گمراه كردن طالبان موسيقي است. من به هيچوجه، به كلاسهاي دستهجمعي اعتقاد ندارم، استاد بايد با تكتك شاگردان كار كند، ضمن آن كه صبور بايد بود. بسياري از شاگردان من، پس از مراجعه به كلاسهايي سرخورده از رفتار مدرسان به من مراجعه كردهاند. چاره، به نظر من آن است كه علاقهمندان به فراگيري پيش از مراجعه به كلاسهاي متفرقه با مشورت با ديگران استاد و كلاس خود را انتخاب كنند.