موسیقی ایرانی باید پر طنین باشد
در یاداشتی ، پیش از این نوشتم که " نباید به کنسرت شجریان رفت " و برای حرفم دلایلی برشمردم ، اما خود رطب خورده ای شدم که منع رطب کرده بود و یا به عبارتی دیگر " واعظ غیر متعظ " شدم .
سومین شب از اجرای کنسرت شجریان ( روز جمعه یازده آذر ماه ) به کنسرت شجریان رفتم ، فقط از آن رو که بر آنچه پیش از این خرده گرفته بود م ، به قاطعیت و با دلیل و برهان تکیه کنم .
پیش از آن که باز به شجریان و حرکاتی که در شأن این بزرگوار نیست نق بزنم ویا از اجرای بسیار ضعیف و گنگ کنسرت اخیر ایراد بگیرم یک نکته را روشن کنم :
احساس غریبی است ، که کسانی را دوست بداری ، اما از دستشان حرص بخوری !
برای من دو تن چنین اند : مسعود کیمیایی ( در قلمرو سینما ) و شجریان ( در زمینه ی موسیقی ) . این حرص خوردن از آن روست که این دو تن بسیار عزیز بوده اند و هردو در کارشان در اوج بوده اند.
و
از
" سالگشتگی "
هر
دو،
روز
به
روز
از
قله
فرود
آمده اند .
از دست شجریان حرص می خورم و از او عصبانیم که همچنان شعر فارسی را غلط
می خواند .
۱ : شجریان ، هنوز فرق " آخَر " ( دیگر ، دگر، دیگری ) و" آخِر" ( پسین ، پایان ، انجام ) را نمی داند ، جا به جا خواندن این دو کلمه شعر را بی معنی می کند .
۲ : مولوی درغزل " رو سر بنه به بالین " می گوید : " ماییم و آب دیده ، در کنج غم خزیده / بر آب دیده ی ما صد جای آسیا کن " ( استاد می توانند به کتاب " گزیده ی غزلیات شمس " به کوشش دوستشان " دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی " مراجعه کنند و ببینند که روی حرف " ی " در کلمه ی " جای " علامت ساکن گذاشته اند . حالا اگر شجریان با کسره آن را به " آسیا " می چسباند ، چه دلیلی دارد جز آن که استاد شعر فارسی را سرسری می خواند .
۳ : حافظ در غزل بسیار زیبایی با مطلع " دل از من برد و روی از من نهان کرد / خدا را با که این بازی توان کرد " می فرماید :" صبا گر چاره داری وقت وقت است / که درد اشتیاقم قصد جان کرد " ( استاد می توانند به دیوان حافظ به کوشش سید صادق سجادی و علی بهرامیان با توضیحات کاظم برگ نیسی ، که بسیار دقیق نشانه گذاری شده است مراجعه کنند و دریابند که نباید " وقت " اول را با کسره به " وقت " دوم بچسبانند . متأسفانه دیوان حافظ به سعی دوستشان هوشنگ ابتهاج در این باره وضع را روشن نکرده است ) .
پیش از این هم شجریان در تصنیف " یاد باد " غزل حافظ را بد فهمیده اند ، بی آن که بدانند در این مصرع : " زنده رود و باغ کاران یاد باد " ، " کاران " یکی از باغ های چهارگانه ی مشهور اصفهان در قدیم بود ، که کنار زاینده رود قرار داشت ( فرهنگ معین ) و نباید " باغِ کاران " را یک کلمه حساب کنند ، و نیز نباید " واو " عطف را حذف کنند .
من فکر می کنم در این نوشته فقط سؤال کنم ، درست مانند آدم پرت و نادانی که بعضی چیزها را نمی داند و باید برای او توضیح داد .
۱ : آنچه در ورود به مردم دادند ، آیا بروشور بود ؟
۲ : در این مثلا بروشور چرا هیچ چیز معلوم نیست ؟ ( مثلاعوامل دیگر کنسرت زیاد آدم های مهمی نیستند ؟ ، یا آنچه از حافظ خوانده شد ، آیا از حافظ است ؟! )
۳ : چرا همه ی بار کنسرت بر دوش " کلهر " بود و علیزاده فقط تار را کوک می کرد ؟
۴ : آیا با من هم عقیده نیستید که الحق، کلهر فوق العاده با حس و حال و شورانگیز می نواخت و اگر او در کنسرت نبود ، و همچنین " بزن آن زخمه " ساخته ی حسین علیزاده ساخته نشده بود ، آیا آبرویی برای کنسرت می ماند ؟
۵ : آیا امکان دارد برای من پرت توضیح داده شود غزل " رو سر بنه به بالین " از مولوی کجایش " تصنیف قدیمی " است ؟
۶ : آیا خوانندگان حق دارند چند غزل حافظ را با هم قاطی کنند و بخوانند ؟
۷: آیا از سهراب سپهری ، شعربد تری ! از " نیایش " ( مجموعه ی شرق اندوه ، چاپ ۱۳۴۰) در " هشت کتاب " نبود ؟
۸ : چرا نام شعر سپهری در مثلا بروشور " دستی افشان " آمده است ؟
۹ : چرا برنامه با سی و پنج دقیقه تأخیر شروع شد ؟ آیا در کنسرت های خارج از کشورهم این توهین را به مردم می کنید ؟
۱۰: چرا دکور برنامه این قدر کاباره ای بود ؟ بر پا کردن چادری و خیمه ای و رنگ هایی به این بدسلیقگی کار کدام صحنه آراست ؟
۱۱ : چرا همه روی سکو نشسته بودند ؟
۱۲ : آیا باید برای اجرای موسیقی ایرانی ، چنین معذب ، روی سکویی نشست ؟
۱۳ : اگر نشستن روی سکو از ملزومات موسیقی ایران است ، چرا برای تماشاگر فرش پهن نکردید تا او هم روی زمین بنشیند تا خود را با موسیقی ایرانی قاطی کند ؟
۱۴ : در کنسرت های خارج از کشور، وقتی خواننده و نوازنده روی سکو یا زمین
می نشینند کفش هایشان را در می آورند یا می پوشند ؟
۱۵ : چرا در این کنسرت ساخته ای از ساخته های کلهر نبود ؟ استاد شجریان بی شک می دانند که یکی از بهترین کارشان " شب ، سکوت ، کویر" را مدیون کلهر هستند ؟
۱۶: این صیغه ی خواندن " مرغ سحر " در پایان برنامه چیست ؟
۱۷ : آیا نگران نیستید که شما را با خواندن " مرغ سحر " به سیاسی کاری متهم کنند ؟
۱۸ : چرا در پایان برنامه گروه به احساسات پر شور مردم پاسخ نمی دادند؟
چرا اعضای گروه به جلوی صحنه نمی آمدند ؟
چرا گل های اهدایی مردم را نمی گرفتند ؟
و چرا عده ای مأمور بودند تا مردم را از جلوی صحنه دور کنند ؟ و همین عده گل های مردم را می گرفتند و چرا گل ها را پخش و پلا می کردند و روی صحنه می ریختند ؟
۱۹ : آنان که در ردیف های اول بودند و با موبایل هاشان عکس گرفتند و گل هدیه کردند ، مردم دروازه غار یا میدان شوش که نبودند ،
پس چرا اعضای گروه از آنان دوری می کردند و به آن ها نزدیک نمی شدند ؟
۲۰ : آیا علیزاده ( که روزگاری اورا نیمای موسیقی خطاب کردم ) و کلهر می دانند در این کنسرت های چهار نفره دارند حرام می شوند ؟ قبلا هم گفتم آیا شکوه موسیقی ایرانی با سه ساز تار ، کمانچه و تمبک می تواند در جهان معرفی شود ؟
۲۱ : آیا گروه می داند که مردم انتظار دارند این صاحب نامان ( محمد رضا شجریان ، علیزاده و کلهر ) در اجراهایشان کاری کارستان بکنند؟
۲۲ : معنای تشکیل گروهی با چهار تن چیست ؟ آیا شجریان می داند که مردم انتظار دارند در یک گروه چندین و چند ساز کششی و کوبه ای و مضرابی دیگر باشدتا موسیقی ایرانی پرطنین باشد ؟
۲۳ : از خودم می پرسم این سؤال های صد تا یک قاز چیست که می کنی ، و چرا به نقد کنسرت نمی پردازی ؟
جواب آن که این کنسرت نسبت به دیگر کارهای گروه و شجریان ها کاری کسل کننده ، ضعیف و گنگ بود .